آیتگ! شبکه اجتماعی و جامعه مجازی ایرانیان نرم افزار چت و گفتگوی آنلاین آیتگ


لطفا کمی صبر کنید
ارسال درخواست دوستی

مشخصات کاربر

نام: آقای محمد بهوندی
تاریخ تولد: 1369/02/03
آخرین ورود: 1391/08/12 09:24:07
شهر: رامهرمز
علایق:alaghe nadaram,

دوستان


رو یا

محمد رضایی

پروانه

شاهزاده شهر غم

Aral

حمید رضا امینی گازار

احمد خلیق

پرنسس

محمد حسین امینی گازار

سید اکبر هاشمی

ایران


یسنا سامان

فاطمه شمس

hossein dan

سارا

آبجی الناز


امیر

امیر فرامرزی

زاهد خوردی

محمد باقرزاده

yasaman

امیر سلیمانی

فروغ

ღ ♫ ღ تنها ترین تنها ღ ♫ ღ

علیرضا

تکتم توکلی

رضا

غریب اشنا


رها از هیچ

بهنام

neda rastak

محمد رضا

شیرین افشاری

محسن توکلی

وحیدمحزونی

soniya

وحیدناسیا

نادیا

رز

poone

عقلکل

ایلیا

s


سروش ایزدی

وحید لیموچی

سید محسن شرافت

آراز


محمد بهوندی

آقای محمد بهوندی عکس "پسرک.. و ..سایه اش.." را به اشتراک گذاشت:

1391/08/01 12:59:14


پسرک روی نیمکت پارک نشسته بود.وتنها بود.

همه دو نفر بودند یا بیشتر.می رفتند و می آمدند.سر کیف بودند.می گفتند.می خندیدند.

پسرک با تنفر به سایه اش که زیر نیمکت پخش شده بود نگاه می کرد.چقدر زشت بود سایه اش.

بلند شد در حالی که آهسته غرغر می کرد : "اگر از همه دنیا فقط تورا دارم.نخواستم.تو هم برو به جهنم".

پای راستش را روی پای راست سایه اش گذاشت و از پای چپش جدا کرد.به همین ترتیب با پای چپش پای چپ سایه اش را از پای راستش قطع کرد.سایه اش را از خودش کند و رفت.رفت  و در شهر می چرخید.

هیچ کس متوجه او نشد که حتی سایه هم ندارد.گاهی شک می کرد که زنده باشد.

آن روز تا شب بدون سایه اش در شهر پرسه زد بعد به گوشه ای خزید و شر خودش را از شهر کم کرد.

***

تا مدت ها مردم شهر دور آن نیمکت جمع می شدند و با تعجب سایه ای را که آنجا روی زمین دستانش را در جیبش گذاشته بود نگاه می کردند.

 

پایان



تشکر(9)    |    نظرات دیگران(5)    |    اشتراک گذاری
محمد بهوندی

آقای محمد بهوندی نوشتار "بازمانده خانه پدریم..عکس های خانه گلی پدرم" را به اشتراک گذاشت:

1390-12-16 - 11:40
سالها پیش خانواده من در این خانه های گلی زندگی می کردند البته قبل از به دنیا آمدن من

امروز از این خانه های گلی فقط خرابه ای باقی مانده است

پدر و مادرم نه آب داشتند و نه برق

و امروز که آب و برق و گاز و تلفن و هزار امکان کوفتی دیگر دارند با آه و افسوس از روزگار خوش گذشته یاد می کنند و آرزوی بازگشت به زندگی ساده گذشته را دارند

ساده گفتم نه ازین بابت که زنگیشان راحت و بی مشغله بود که بسیار شلوغ و پرکار می گذشت

ساده ازین بابت که روحشان ساده بود..روزهایشان با کار و تلاش زیاد می گذشت اما ذهنشان ساده و بی دغدغه..

زندگیشان روز به روز می گذشت..هرگز ذهن خود را برای جواب دادن به این سوال که آینده چه خواهد شد خسته نمی کردند

...
"imagehh.jpeg"


"image.dogth.jpeg"

"image.do.jpeg"

"fcx.jpeg"


الته عکس ها کیفیت مطلوبی ندارند که باید ببخشید

شماهم اگر از زندگی سابق پدرانتان بگویید ممنون می شوم
مشاهده کامل مطلب

تشکر(6)    |    نظرات دیگران(31)    |    اشتراک گذاری
محمد بهوندی

آقای محمد بهوندی نوشتار "" را به اشتراک گذاشت:

1390-12-12 - 06:42
مشاهده کامل مطلب

تشکر(0)    |    نظرات دیگران(0)    |    اشتراک گذاری
محمد بهوندی

آقای محمد بهوندی نوشتار "نظرسنجی>>>دلایل عقب افتادگی ایران چیست؟؟؟؟؟" را به اشتراک گذاشت:

1390-12-11 - 23:24
به نظر شما کدام عامل بیشترین تاثیر را در عقب افتادگی ایران داشت؟(در قرون اخیر)

1)استعمارگران
2)سیستم سلطنتی استبدادی دیکتاتوری
3)منابع نفتی
4)موقعیت سوق الجیشی
5)بی سوادی مردم
6)دین
7)شخصیت اخلاقی ما ایرانی ها
مشاهده کامل مطلب

تشکر(0)    |    نظرات دیگران(0)    |    اشتراک گذاری
محمد بهوندی

آقای محمد بهوندی نوشتار "اخرین ایرانی" را به اشتراک گذاشت:

1390-12-11 - 21:03
هنوز یک ایرانی زنده هست یا نه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
مشاهده کامل مطلب

تشکر(2)    |    نظرات دیگران(9)    |    اشتراک گذاری